یک صبح متفاوت در کنار پدرها، روایت اردوی «من و بابام»
بعضی از روزهای مدرسه، فقط در تقویم ثبت نمیشوند بلکه در ذهن و دل دانشآموزان میمانند. جمعه ۱ خرداد برای جمعی از دانشآموزان متوسطه فرزندان یوسفآباد از همان روزها بود. روزی که بهانهاش یک اردو بود، اما نتیجهاش چیزی فراتر از یک برنامه معمولی شد: چند ساعت باهم بودن، خندیدن، گفتوگو و ساختن یک خاطره […]
توضیحات
بعضی از روزهای مدرسه، فقط در تقویم ثبت نمیشوند بلکه در ذهن و دل دانشآموزان میمانند. جمعه ۱ خرداد برای جمعی از دانشآموزان متوسطه فرزندان یوسفآباد از همان روزها بود. روزی که بهانهاش یک اردو بود، اما نتیجهاش چیزی فراتر از یک برنامه معمولی شد: چند ساعت باهم بودن، خندیدن، گفتوگو و ساختن یک خاطره مشترک در کنار پدرها.
اردوی «من و بابام» با هدف ایجاد فضایی صمیمی و متفاوت برای دانشآموزان و پدرانشان برگزار شد. برنامهای که از ساعت ۹ صبح آغاز شد و حالوهوای متفاوتی به این روز بخشید. از همان شروع برنامه، شور و شوق دانشآموزان برای حضور در کنار پدرهایشان، حال و رنگ دیگری به جمع داده بود. این بار نه کلاس درسی در کار بود، نه آزمون و نه تکلیف، این بار موضوع اصلی، کنار هم بودن بود.






آنچه این برنامه را متمایز میکرد، سادگی و صمیمیتی بود که در دل آن جریان داشت. پدرها و پسرها در کنار هم، دور از برنامه روزمره و مشغلههای معمول، فرصتی پیدا کردند تا لحظههایی را تجربه کنند که شاید در شتاب زندگی کمتر پیش میآید؛ لحظههایی که در آن، رابطه پدر و فرزند نه در قالب توصیه و برنامهریزی، بلکه در قالب همراهی، حضور و همقدمی شکل میگرفت.
برای دانشآموزان، این اردو فقط یک برنامه تفریحی نبود. حضور در کنار دوستان، دیدن پدرهای دیگر، گفتوگوهای خودمانی و تجربه کردن فضایی متفاوت، باعث شد این برنامه رنگی از نشاط، تعلق و همدلی به خود بگیرد. در چنین موقعیتهایی، مدرسه دیگر فقط یک فضای آموزشی نیست، بلکه به محیطی تبدیل میشود که میتواند زمینهساز شکلگیری ارتباطهای عمیقتر و انسانیتر باشد.
از سوی دیگر، حضور پدرها در این اردو، معنای مهمی به برنامه میداد. همراهی آنها نشان میداد که مسیر رشد دانشآموزان، وقتی دلگرمکنندهتر میشود که خانواده و مدرسه در کنار هم باشند. گاهی یک حضور ساده، یک همراهی کوتاه و یک صبح مشترک، میتواند اثری ماندگارتر از بسیاری از حرفها داشته باشد.






این برنامه با توجه به شرایط موجود، به صورت کاملاً اختیاری برگزار شد و دانشآموزان تنها با همراهی پدران خود در آن شرکت کردند. همین چارچوب مشخص، کمک کرد تا اردو با همان هویت اصلیاش یعنی یک تجربه مشترک میان پدر و پسر، برگزار شود و حالوهوای ویژه خود را حفظ کند.
متوسطه فرزندان یوسفآباد در کنار برنامههای آموزشی، همواره تلاش میکند فضاهایی را برای تجربههای انسانیتر و صمیمانهتر فراهم کند. تجربههایی که در آنها دانشآموزان فقط درس نمیخوانند، بلکه خاطره میسازند، ارتباط میگیرند و حس خوبی از مدرسه در ذهنشان شکل میگیرد.
اردوی من و بابام هم از همان جنس برنامهها بود. یک صبح متفاوت، ساده و پُرمعنا که شاید در ظاهر چند ساعت بیشتر طول نکشید، اما بیتردید ردش برای خیلیها تا مدتها باقی خواهد ماند. اگر مدرسه جایی برای رشد است، این رشد گاهی درست در همین لحظههای صمیمی و بهظاهر ساده اتفاق میافتد.